پارت شصت و یک :

فضای رستوران گرم بود؛ اما ستایش توی استخوان انگشتانش کمی احساس سرما می‌کرد. چند لحظه‌ای بی‌حرکت به دستانش نگاه می‌کرد و می‌توانست تصویر کش آمده‌ی خودش را خیلی تار و مبهم توی قاشقش ببیند.
این اولین باری بود که با میکائیل به رستوران می‌آمد و از فکر رابطه‌ی در حال پیشرفتشان قلبش تند می‌زد. انگار که داشت دوران آشنایی و نامزدی‌اش را پس از ازدواجش تجربه می‌کرد. قاشقش را به آرامی تو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Roghayyeh

    0

    معیاد گیر افتاده؟؟ سهند دل رحم هم حتما میگه داداشی بیا اینجا یه عمه داریم ببین میتونی اینم اسید بریزی روش دورش بزنی😶

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜💜💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • Zahra

    1

    آخ بیاد اون روزی که من بفهمم این میکاییل واقعا کدوم طرفیه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🥴

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    بیست

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی💚

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    ❤️🧡💛💙🩵🤍🩶💚💜🤎

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • Fafa

    0

    سلام آزاده جون خوش قلمم... میکائیل زیادی داره خودش رو خوب نشون میده ولی مشکوکه این دشمن منوچهر خانه و منتظر فرصت که ضربشو بزنه... و اگه ناراحت نمیشی حسمو ب سورن هم بگم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه عزیزم بیا حستو به سورن بگو😂

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    ستایش چقد بیچاره شده در مقابل رفتار پدرشو سورن 🤦 ♀️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خیلی 😥

    ۲ سال پیش
  • انا

    1

    نباید میعادوازاد کنه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • م

    0

    امیدوارم نخواد میعادو آزاد کنه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    1

    احساس میکنم میکاییل بااینکه مرموزه ولی ستایش دوست داره

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قطعا دوسش داره💚

    ۲ سال پیش
کپی شد!